قیصر امین پور

قیصر امین پور
غنچه با دل گرفته گفت : زندگی لب ز خنده بستن است...

گوشه ای درون خود نشستن است!

گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است... با زبان سبز راز گفتن است!

گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد !

تو چه فکر می کنی... کدام یک درست گفته اند...؟

من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است !

هر چه باشد او گل است ،

گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است...
دیدگاه ها (۵)

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿قصدم نشستن بود، اما کنارت نه چشم انتظ...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

dark life = 39

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت اول (ROSE) پارچه ی لغزان لباس میسو، در میان جمعیت از ای...

رمان:تاوقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط