پشت پنجره دلم به انتظارت نشسته ام و در نقطه ای دور خیره م

پشت پنجره دلم به انتظارت نشسته ام و در نقطه ای دور خیره مانده ام ، دستی را روی شانه ام حس میکنم ، تو نیامدی اما حس بودنت اینجاست ......
دیدگاه ها (۱)

هرگاه دلنوشته های عاشقانه ام را روی ماسه های ساحل دلم مینویس...

هرگاه تلخی های روزگار آیینه دلم را میشکند ، در آن جلوه ای نو...

عمیق ترین و آرام ترین اقیانوس چشمان زیبای توست که با هر موج ...

هرگاه به درونم سفر میکنم در گوشه گوشه وجودم تو را میبینم ، آ...

دوست داشتنِ توشبیه روشن گذاشتنِ چراغی‌ستپشتِ پنجره‌ای دور؛نه...

دوست داشتنِ توشبیه روشن گذاشتنِ چراغی‌ستپشتِ پنجره‌ای دور؛نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط