از خواب برگشتم به تنهایی

از خواب برگشتم به تنهایی
پل میزنم از تو به زیبایی

چشمامو میبندم ومیبینم
دنیارو با چشم تو میبینم

دنیای من باعشق درگیره
عشقی که تو نباشی میمیره

عشقی که تو دست تو گل داده
عشقی که به دست من افتاده

تو مثل من رویاتو میباااافی
بادست من موهاتو میباااافی

خورشیدو با چشمات روشن کن
یکبار ماه وقسمت من کن

من پشت این پنجره میشینم
بارون و تو چشم تو میبینم

عیبی نداره چشمتو واکن
عیبی نداره باز غمگینم

بازی نکن با قلب داغونم
من اخر بازی رو میدونم

حیفه بخوایم ازهم جدا باشیم
من خیلی وقته باتو هم خونم

تومثل من رویاتو میبافی
با دست من موهاتو میبافی

خورشیدو با چشمات روشن کن
یکبار ماهو قسمت من کن

من پشت این پنجره میشینم
بارونو تو چشم تو میبینم

عیبی نداره چشمتو واکن
عیبی نداره باز غمگینم

بازی نکن با قلب غمگینم
من اخر بازی رو میدونم
دیدگاه ها (۳)

🌱دکتر گفته نباید بهت فکر کنم گفته اگه عادت کنم به فکر نکردن ...

پارت ۴۵تهیونگ با قدم‌هایِ سنگین و نفس‌هایِ حبس‌شده، وارد اتا...

LESSON

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

پارت ۱۲تهیونگ: ول کن خواهرمو یونا : ساکت فقط موهاتو ببند مو ...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

رمان تهیونگ

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط