عاشقم.....

عاشقم.....
اهل همین کوچه ی بن بست کـناری ،
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ، تو کجــــــــــــــــــــــــــــا ؟
کوچه کجـــــــــــــــــــــــا ؟
پنجره ی باز کجــــــــــــا ؟
من کجــــــــــــــــــــــــــا ؟
عشق کجــــــــــــــــــــــا ؟
طاقتِ آغاز کجــــــــــــــا ؟
تو به لبخند و نگاهــــــی ،
منِ دلداده به آهــــــــــی ،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهـــــــــی......
گُنــــــــــــه از کیست ؟
از آن پنجره ی بــــــــــــــاز ؟
از آن لحظه ی آغـــــــــــــاز ؟
از آن چشمِ گنه کــــــــــــار ؟
از آن لحظه ی دیـــــــــــدار ؟
کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ،
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب ،
تو را تنگ در آغـــــــــــــــــــــوش بگیرم....
"ایلیا"
دیدگاه ها (۱)

تقدیم زندگیم🫂🧿🌐آندم که تو را در بغلم سفت بگیرم از هر نفست زن...

فراتر از خویش

جاده بی راهه

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط