چون کشتی بی‌لنگر

چون کشتی بی‌لنگر
کژ می‌شد و مژ می‌شد

وز حسرت او مرده
صد عاقل و فرزانه

#مولانا
دیدگاه ها (۱)

من ندارم سر یأسبا امیدی که مرا حوصله دادباد بگذار بپیچد با ش...

چنان روزی‌ رسان، روزی رساند که صد عاقل از آن حیران بماند!#مو...

«ساکت شدم، نه چون حرفی ندارم؛.. چون بعضیا ارزش توضیح ندارن.»...

الفاظ دعا [به خودی خود] برای انسان کاری نمی‌کنند، همین را بف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط