خنده بر لب دارم و، اما درونم شاد نیست

خنده بر لب دارم و، اما درونم شاد نیست
دل اگر دربند باشد،روح هم آزاد نیست

وصف حالم عاشقی تنهاست؛کز بخت بدش
سهمش از معشوق،جز دلتنگی و غمباد نیست

فصل های زندگی وقتی زمستانی شوند
فرق،بین آذر و اسفند یا مرداد نیست

مرغ پیغام دعا حتما کر و کور است یا
گریه های ما به گوشش جز صدای باد نیست

گر "اذا زلزال "عشق آید همه ویران شوند
خانه اش آباد! کز او خانه ای آباد نیست

"دیو"در دلها به پیکار "ملایک"رفته است
حضرت حافظ بگو! اینها مگر اضداد نیست

ازدحام میله ها شور مرا از من گرفت
درد بسیار است؛ اما فرصت فریاد نیست
دیدگاه ها (۴)

برای رسیدن به خدا ، نه کتابی نیازاست و نه راهنماییفقط کافی ا...

با دیدن چشمان تو زیبا شده شعرم...همرنگ غزلنامه ی نیما شده شع...

سکوت ....:سکوت ....:نگهم خسته شده از در و دیوار سکوتنفسم حبس...

‍ لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد طوفان غمها آمد ...

خنده بر لب دارم و، اما درونم شاد نیست دل اگر دربند باشد،روح ...

خنده بر لب دارم و، اما درونم شاد نیست دل اگر دربند باشد،روح ...

خنده بر لب دارم و اما درونم شاد نیستدل اگر دربند باشد ، روح ...

عاشقانه های شبنم

خنده بر لب دارم و اما درونم شاد نیست دل اگر در بند باشد روح ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط