دیشب یه پشه نیشم زد، پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق

دیشب یه پشه نیشم زد، پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم! اومدم بکشمش یهو گفت: بابا! راست میگفت، من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم. (برگي از رمان .....)...!!!
دیدگاه ها (۳)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:5که کوک:باکی حرف میزدی ز...

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

پارت ۱۰

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

رمان لیچافصل ۳:برج شروع پایان من و توپارت ۳چاعان:خوبیلیا:نه ...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p8رسیدیم مدرسه.با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط