در خواستی
تکپارتی
وقتی گردنت قلقلکیه
ویو ات
با کوک به سمت مهمونی رفتیم و وارد سالن شدیم همه نشسته بودن ماهم نشستیم نگاه های متعددی رو حس میکردم و وقتی سرمو بلند میکردم مر دایی رو میدیم که دارن با شهوت بهم نگاه میکنن چرا به حرفش گوش ندادم این لباس رو پوشیدم وایی خدا گندش بزنن تمام مدت دستش روی رونم بود و فشار میداد و بخاطر نگاهایی که به من میکردن عصبی بود
.
.
اون دوست هولش که پیش ما نشسته بود دائم به گردن من نگاه میکردن باعث میشد مغرب شم
اوف بلخره تموم شد
ولی شب سختی در انتظارمه به سمت خونه رفتیم وقتی رسیدم منو بلند کرد به اتاق برد
ات : چیزی شدع
کوک :چی میخواستی بشه
ات : ببخش....(کوک گردنشو گاز میگیرع)
کوک :فک کردی میزارم وقتی کسی به نقطه ظریفی که من توی بدنت دوست دارم خیره بشه (بم)
ات :کوک من نمیتونمم..دردم میگیره مور مورم میشه میدونی که بدم میاد
کوک :برای همین میخوام انجامش بدم (پوزخند)
راوی
(کوک اتو روی تخت میندازه و گردن ات رو هم مک میزنه هم قلقلک میدع
ات نمیدونه بخنده یا گریه کنه بعد اینکه کوک حسابی روی گردنش مهر میزنه از روی ات بلند میشه )
کوک :خب تموم شد نظرت چیع ؟
ات :زود میرع تو آیینه نگاه میکنه
کوک : (پوزخند)
ات :کوکک(جیغ بلندد)
کوک : ای گوشام کر شد (میخنده)
حالا دیگع اوکیه حتی خودت هم بخوای نمیتونی بزاری کسی گردنتو ببینه میدونی که همیشه کارم بیسته
و اونا تا آخرش با خنده شادی زندگی کردن و کوک هرموقع میخواست ات رو اذیت کنه به گردنش نقطه حساس ات دست میزد
پایان
میدونم خیلی چرت شد پوزش ولی ادمین دارع از بی توای میمیره
عیدتون دوباره مبارککک
وقتی گردنت قلقلکیه
ویو ات
با کوک به سمت مهمونی رفتیم و وارد سالن شدیم همه نشسته بودن ماهم نشستیم نگاه های متعددی رو حس میکردم و وقتی سرمو بلند میکردم مر دایی رو میدیم که دارن با شهوت بهم نگاه میکنن چرا به حرفش گوش ندادم این لباس رو پوشیدم وایی خدا گندش بزنن تمام مدت دستش روی رونم بود و فشار میداد و بخاطر نگاهایی که به من میکردن عصبی بود
.
.
اون دوست هولش که پیش ما نشسته بود دائم به گردن من نگاه میکردن باعث میشد مغرب شم
اوف بلخره تموم شد
ولی شب سختی در انتظارمه به سمت خونه رفتیم وقتی رسیدم منو بلند کرد به اتاق برد
ات : چیزی شدع
کوک :چی میخواستی بشه
ات : ببخش....(کوک گردنشو گاز میگیرع)
کوک :فک کردی میزارم وقتی کسی به نقطه ظریفی که من توی بدنت دوست دارم خیره بشه (بم)
ات :کوک من نمیتونمم..دردم میگیره مور مورم میشه میدونی که بدم میاد
کوک :برای همین میخوام انجامش بدم (پوزخند)
راوی
(کوک اتو روی تخت میندازه و گردن ات رو هم مک میزنه هم قلقلک میدع
ات نمیدونه بخنده یا گریه کنه بعد اینکه کوک حسابی روی گردنش مهر میزنه از روی ات بلند میشه )
کوک :خب تموم شد نظرت چیع ؟
ات :زود میرع تو آیینه نگاه میکنه
کوک : (پوزخند)
ات :کوکک(جیغ بلندد)
کوک : ای گوشام کر شد (میخنده)
حالا دیگع اوکیه حتی خودت هم بخوای نمیتونی بزاری کسی گردنتو ببینه میدونی که همیشه کارم بیسته
و اونا تا آخرش با خنده شادی زندگی کردن و کوک هرموقع میخواست ات رو اذیت کنه به گردنش نقطه حساس ات دست میزد
پایان
میدونم خیلی چرت شد پوزش ولی ادمین دارع از بی توای میمیره
عیدتون دوباره مبارککک
- ۸.۸k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط