گرم تر از آفتاب

گرم تر از آفتاب
ظهر تابستانی
مرا در تب
خود میسوزانی،
اما نمی دانی
"همواره"
عطش دارم به
سوختن در دستانت،
و بال و پر
می گشایم
از اوج
آسمان "چشمانت"؛

#سعید_اردلان
دیدگاه ها (۱)

صبح طلوع آفتاب استدر نگاه تو و من بزرگترین مزرعه آفتاب گردان...

اگر قرار است بیایی بیادل دل نکنفقط طوری بیاکه هنوز هیچ کس چن...

باز طلوع آفتاب و پرت شدن به ورطه بیداریمن اصلا میل به بیدارش...

تمام زندگی اش رادر چشمان او میدیدنه این که چشمانش خیلی درشت ...

عاشقانه های شبنم

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط