امروز اصلا روز خوبی نبود تو مدرسه💔

امروز اصلا روز خوبی نبود تو مدرسه💔
زنگ اول ریاضی داشتیم سوال اول رو چون بلد بودم داوطلب شدم که خودم حل کنم پای تخته☺️خانم معلم منو صدا زد داشتم مینوشتم هم اکنون که استرس هم داشتم🥲همکلاسی هام حواسمو پرت کردن و گیج شدم😵‍💫خانم معلمم فک کرد بلد نیستم عصبانی شد گفت برو بشین😭
فردا هم امتحان ریاضی داریم😑
دیدگاه ها (۱۶)

وقتی درسش بد بود و..

پاره شدم یعنی الان رسیدم و ... آره دیگه شنبه نرفتم بخواتر هم...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

پارت یکاز زبان نویسنده عمارت بزرگی که ظاهر زیبایی داره،ولی د...

پارت 1 رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀ویو نویسنده: ات یک بچه یتیمی بود ...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

آقا من زنده ام!

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 4ویو اومی:رسیدیم. من کمربندم رو باز ...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط