گناه نه...

گناه نه...

چاره اي نبود...!

طعم سيب مي داد لبهايت...

طاق زدم بهشت را ،

با آغوشت...
دیدگاه ها (۳۱)

دلم امروز عجیب گرفته... امروز که نه... چند روزی است گرفته ...

ای غریبی که تو را در دل عالم وطن است ،هر کجا انجمنی هست ز دا...

ظاهراً هرچند میخندم ؛ درونم شاد نیست...باد اگر در غبغبم دیدی...

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟دیوانه خند...

حاضرم با گناه بوسىدن لب هایت به جهنم سقوط کنم و آنجا با افتخ...

آغوشت بهشت کوچکیست روی زمین

آنان که طعم تربتتان را چشیده اند،بر میوه بهشت دگر لب نمیزنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط