چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part 1

طبق هر روز..

داشتم‌سفارش هارو آماده میکردم..

-ات.. یه هاچاکلت دیگه..

+باشه..

من ات هستم.. و خب...

جونگکوک همکارم ، ..

من سفارش هارو آماده میکنم و جونگکوک هم باریستا هست و سفارش هارو میگیره..

خب.. جونگکوک‌چیزی فرا تر از همکاره برای من.. من عاشقشم..

دیوانه وار دوستش دارم..

دلی متاسفانه، هر وقت‌میخوام بهش بگم، به لکنت و تِ تِ پِ تِ میفتم..

نمیتونم احساساتم رو بگم..

البته بد تر از همه..

جونگکوک دوست دختر داره..

ایم اواخر رابطش با دوست دخترش سرد شده..

من از کجا میدونم؟
خب معلومه.. وقتایی که اینجاست ، وقت استراحت که باهاش تلفنی صحبت میکنه، خیلی سرد شده و باهاش بحث میکنه.

و متوجه شدم رابطشون شکر آب شده

و این فرصت عالی هست تا بهش بگم..

بعد از آماده کردن همه سفارش ها.‌

جونگکوک و من روی یکی از میز ها نشستیم..
وقت استراحت بود..

یه نسکافه خوردیم..
دیدگاه ها (۵)

چندشاتی جونگکوکpart 2+کوک.. میشه یچیز بگم؟درحالی که سرش داخل...

چندشاتی جونگکوکpart3 ×پس‌چرا نگفتی+میفهمی‌میگم‌نمیتونم؟×فردا...

چندشاتی جونگکوکpart 2یهو ات دستشو روی قلبش گذاشت..-ای.. کوک....

چندشاتی جونگکوک،part 1ماشین رو کنار خیابون نگه داشت..-بفرما ...

::forced love::Part 4::گوشی جونگکوک زنگ میخورهجونگکوک اروم ب...

عشق شکوفه شدهپارت⁵که یهو ات غذا هارو جمع کرد و رفتن آشپزخونه...

پارت¹² •sad rose•تهی: خب دیگه دعوا و کَل کَل بسه بریم تو حیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط