من به مادَرَت هم حسودی ام میشود...

من به مادَرَت هم حسودی ام میشود...
موهای ژولیده ات
صورتِ پُف کرده ات
غُرولندِ اولِ صبحت؛
دیدنِ تمامِ اینها،
صبحِ اولِ وقت،
آخ که عجیب میچسبد!
دیدگاه ها (۱)

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۶ات ویو امروز بعد دانشگاه رفتم پیش مبینا و همی*(ادامه ح...

پارت 37 رمان عشق مدرسه ای و ات هم اومد تو بغل هیون و هیون مح...

𐙚🦋 پارت هشتم — «پایان یک رقابت» 🦋𐙚ویو آتروز ارائه بالاخره رس...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁸﴿ویو راوی﴾ات هنوز به عکس‌های روی دیوار...

پارت چهارم | چیزی که نباید می‌فهمیدصبح با سکوت سنگینی شروع ش...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت نهمصبح روز بعد، یونا روی مبل نشس...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

چند پارتی✨همه‌چیز از یک شب بارانی شروع شد.ات، از صبح منتظر ب...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

.....//برده ی زیبا//.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط