تورا نفس می کشم

تورا نفس می کشم
در همان روزهایی که در شهر هوایی نیست
برای نفس کشیدن
تورا می فشارم به دستانم
دست هایی که مدت هاست
خالی شده است از بوی تن ات
تو هزاران رازی
هزاران گریه
هزاران درد
که در قلبِ من می تپی و
شعر می شویی
شعری که مدت ها است
از وزن افتاده است
آری
این بی وزنی از نبود
دیدگاه ها (۲)

رمان جونگ کوک

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

جادویی به نام عشق

چشمانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط