پارت ۹

پارت ۹

جین : راست میگن این چند وقته نبودی کجا بودی

جونگکوک : ولکنید بچه‌ها این حرفا رو چه خبرا

نامجون: ببین داری از حرف رو عوض میکنی یه خبرایی هست مگنه آنا


ویو آنا

توی حال خودم بودن که با صدای نامجون رو به نام جون کردم و گفتم

آنا : نمیدونم فقط خدا میدونه 😂

همه اعضا : 😂

جونگکوک: 😑

ویو آنا

بعد کلی حرف زدن با اعضا رفتم تمرین کنم وبعد دو ساعت تمرین یکم استراحت کردم
و اعضا داشتن اونجا با همدیگه صحبت می‌کردن و من رفتم پیششون نشستم

جیمین : بچه هابریم رستوران ناهار بخوریم همه با هم ها

جیهوپ : راست میگه بریم

بقیه اعضا : هان باشع اوکی

جیمین: تو هم بیا آنا بیا

آنا : باشه بریم

ویو جونگکوک

بعد از اون حرف رفتیم آماده شدیم و رفتیم سمت یکی از رستوران‌های اونجا روی یکی از میزان نشستیم و سفارش دادیم لی نمی‌دونم چرا آنا ناراحت بود و حالش خوب نبود

جونگکوک: بچه های سو جو می‌خورید سفارش بدم

اعضا : ارع بگیر

آنا: یکی برای من بگیرر

جونگکوک: اوکی ولی آنا می تونی بخوری

آنا : ارع می تونم

جونگکوک: باشه خوب پس گارسون

گارسون : بله بفرمایید

جونگکوک : هشتا بطری سوجو بیارید لطفا

گارسون : چشم چیزه دیگه ای نمی خواین

جونگکوک: نه ممنون

[گارسون رفت ] ( گلیگلیگلیگلی) 😂

💝
دیدگاه ها (۰)

رومان قطره قرمز (پارت 3)

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

عشق یا حسرت پارت ۲ شب رفتیم که بخوابیم که برای فردا پر انرژی...

دوست دختر کوچولوی من

گل خونی پارت 45جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد ...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

the first lie

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط