سفر بهانۀ دیدار و آشنایی ماست

سفر بهانۀ دیدار و آشنایی ماست
از این به بعد «سفر» مقصد ِ نهایی ماست

در ابروان من و گیسوان ِ تو گرهی‌ست
گمان مبر که زمان ِ گره‌گشایی ماست

خراب‌تر ز من و بهتر از تو بسیار است
همین بهانۀ آغاز ِ بی‌وفایی ماست

زمانه غیر زبان قفس نمی‌داند
بمان که «پرنزدن» حیلۀ رهایی ماست

به روز وصل چه دلبسته‌ای؟ که مثل ِ دو خط
به هم رسیدن ِ ما نقطه‌ی جدایی ماست

فاضل نظری
دیدگاه ها (۲)

وخداوند در خلقت زنان زیبایی وظرافت قرارداد

نظرشما چیه؟

قلم کم آورد

شب شد وباز اسیر غم واندوه شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط