چه ساده در سکوت

چه ساده در سکوت

مرا مثل روسری
از سر خود باز کرد و رفت
دیدگاه ها (۱)

هر صبح کسی بیدار میشومکه عاشق توست

من هنوز ندیدم کسی رفتن بلد باشدوبماند

دو خط موازی یکدیگر را میبوسنداگر پای عشق در میان باشد..!!از ...

حسن چیزیست که درصورت بسیاری هستعشق چیزیست که در چنته بسیاری ...

دختر بی ادبی مسخره میکرد مرادو سه تا پارگی از روسری ام پیدا ...

به سر زلف تسلی نتوان كرد مرا دست گستاخ مرا بند قبا می‌بايد#ب...

حرف از نگفتن‌ها نیستکم‌حرفی گاهی سلاح ما است و گاه صلاحاما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط