High potential
Part 12:
آیوی چیزی نگفت و ران، در رو بست. کوکونوی عکس ها رو به ترتیب چید و آیوی به عکس حاوی جسد نگاه کرد.
کوکونوی_ ران میگه اون شب با آقای کِن بحث کرده و ابدا بهش دست نزده و میدونست اگه ادامه پیدا کنه، مطمئنا میکشتش، از دفتر خارج شده و وقتی با ریندو برگشته، کِن مرده بود.
آیوی عکس جسد رو برداشت و چرخید و عکس رو با نقاشی روی فرش، هماهنگ کرد.
آیوی_ از پزشک قانونی درخواست کردین که جسد رو بررسی کنه؟
کوکونوی با تکون دادن سرش، تایید کرد و برگهای رو به آیوی داد.
کوکونوی_ پزشک قانونیِ ما گفته که بطری شراب شکسته شده، گردن و گلو رو پاره کرده اما علائمِ خفیفِ مسمومیت هم پیدا شده. میدونیم یکی این مرد رو کشته اما نمیدونیم کی.
آیوی دوباره به جسد، و بعد به شیشهی شرابِ شکسته شده و افتادهی کنار میز نگاه کرد.
آیوی_ نفهمیدن کدوم یکی اول اتفاق افتاده؟
آیوی به سمت شیشهی شراب رفت و زانو زد و از توی جیب کتش، دستمال کاغذیای برداشت.
کوکونوی_ مسمومیت.
آیوی با دستمال، شیشه شرابِ شکسته شده رو برداشت و به رد خون روش نگاه کرد. بلند شد و به سمت میز رفت و شیشهی شراب رو روی میز گذاشت.
آیوی_ چیزی همراه مقتول بوده؟ مثل کیف یا گوشی؟
کوکونوی از توی جعبهی کنار میز، دوتا پلاستیک زیپی درآورد و روی میز گذاشت.
کوکونوی_ جز گوشی و کیف پولش چیز دیگهای نبوده.
آیوی پلاستیک زیپیِ حاوی گوشی رو برداشت و روشن کرد.
آیوی_ رمزشو پیدا کردین؟
کوکونوی پوزخندی زد و دست به سینه، به عکس حاوی جسد نگاه کرد.
کوکونوی_ باورت نمیشه رمزش چیه!
آیوی_ 1234؟
کوکونوی خندید و آیوی رمز رو وارد کرد. گوشی باز شد و آیوی داخل گوشی رو گشت.
کوکونوی_ معلومه پیره.
آیوی چند لحظه مکث کرد و دوباره به عکس جسد نگاه کرد.
آیوی_ گفتی مقتول کیه؟
-------------
پایان پارت دوازدهم🍸
آیوی چیزی نگفت و ران، در رو بست. کوکونوی عکس ها رو به ترتیب چید و آیوی به عکس حاوی جسد نگاه کرد.
کوکونوی_ ران میگه اون شب با آقای کِن بحث کرده و ابدا بهش دست نزده و میدونست اگه ادامه پیدا کنه، مطمئنا میکشتش، از دفتر خارج شده و وقتی با ریندو برگشته، کِن مرده بود.
آیوی عکس جسد رو برداشت و چرخید و عکس رو با نقاشی روی فرش، هماهنگ کرد.
آیوی_ از پزشک قانونی درخواست کردین که جسد رو بررسی کنه؟
کوکونوی با تکون دادن سرش، تایید کرد و برگهای رو به آیوی داد.
کوکونوی_ پزشک قانونیِ ما گفته که بطری شراب شکسته شده، گردن و گلو رو پاره کرده اما علائمِ خفیفِ مسمومیت هم پیدا شده. میدونیم یکی این مرد رو کشته اما نمیدونیم کی.
آیوی دوباره به جسد، و بعد به شیشهی شرابِ شکسته شده و افتادهی کنار میز نگاه کرد.
آیوی_ نفهمیدن کدوم یکی اول اتفاق افتاده؟
آیوی به سمت شیشهی شراب رفت و زانو زد و از توی جیب کتش، دستمال کاغذیای برداشت.
کوکونوی_ مسمومیت.
آیوی با دستمال، شیشه شرابِ شکسته شده رو برداشت و به رد خون روش نگاه کرد. بلند شد و به سمت میز رفت و شیشهی شراب رو روی میز گذاشت.
آیوی_ چیزی همراه مقتول بوده؟ مثل کیف یا گوشی؟
کوکونوی از توی جعبهی کنار میز، دوتا پلاستیک زیپی درآورد و روی میز گذاشت.
کوکونوی_ جز گوشی و کیف پولش چیز دیگهای نبوده.
آیوی پلاستیک زیپیِ حاوی گوشی رو برداشت و روشن کرد.
آیوی_ رمزشو پیدا کردین؟
کوکونوی پوزخندی زد و دست به سینه، به عکس حاوی جسد نگاه کرد.
کوکونوی_ باورت نمیشه رمزش چیه!
آیوی_ 1234؟
کوکونوی خندید و آیوی رمز رو وارد کرد. گوشی باز شد و آیوی داخل گوشی رو گشت.
کوکونوی_ معلومه پیره.
آیوی چند لحظه مکث کرد و دوباره به عکس جسد نگاه کرد.
آیوی_ گفتی مقتول کیه؟
-------------
پایان پارت دوازدهم🍸
- ۴۶۸
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط