خدایا میبینی ؟ من از همه دنیای به این بزرگیت فقط یک چهار

خدایا میبینی ؟ من از همه دنیای به این بزرگیت فقط یک چهار دیواری دارم ، وکاغذ و قلم
قلمی که گاه و بی گاه جور من و اشکهایم را می کشد
و حرفهای ناگفته ام را بر کاغذ می نویسد....
اما در آن لحظه ها قلمم مثل زبانم نیست اون من و من نمی کند کم نمی آورد همه چیز را می نویسد...
شیوا بی غلط و بدون بروز هر گونه احساسی در قلبم،
وقتی می نویسم گونه هایم سرخ نمی شوند ، اشک هایم فرو نمی ریزد ، حتی عصبانی هم نمی شوم
صدایم هم نمی لرزد و کاغذ بیچاره ام چه صبور نوشته هایم را گوش می دهد! واکنشی از خشم در او نیست. نگاه عاقل اند سفیه نمی اندازد و مرا به خاموشی وا نمی دارد ، تنهایم هم نمی گذارد...
و اما در آخر٬ من آرام و سبکبال٬ به کاغذم می گویم:
"همه ی اینها را گفتم که بگویم٬ گفتن بلد نیستم٬ اما نوشتنم بد نیست." و او هم چنان صبور گوش می دهد.. انوقت کاغذ را به آب می سپارم
و آب می داند که آن را به دست چه کسی برساند...
و من دوباره به چهار دیواری ام باز می گردم
و در پی قلمم و کاعذ صبوری دیگر....
خدایا من فقط یک چهار دیواری دارم همین...
دیدگاه ها (۳)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

قـلمیِ ســیاه بـر سـپیدی ایــن کــاغذ بـی جــان مـــی لـغزد...

من تنها نیستم, اشکهایم را دارم, اشکهایی که از غم تو بر گونه ...

من تنها نیستم, اشکهایم را دارم, اشکهایی که از غم تو بر گونه ...

خدایا!مرا به خاطرهمه‌ی مورچه‌هایی که کشته‌امببخشخدایا!ممنونم...

پیشنهاد میکنم این مناجات رو بخونین, خیلی دلنشینه.از کتاب منا...

دیگر مهم نیست. مهم نیست که خواب هایم را چگونه تعبیر می کنی. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط