تو مترو داشتم چت میکردم حس کردم بغل دستیم داره چت منو میخ

تو مترو داشتم چت میکردم حس کردم بغل دستیم داره چت منو میخونه. منم نوشتم:

((بچه ها اینجا یکی داره چتامو میخونه اما حواسش نیست زیپ شلوارش بازه))

ب همین سوی چراغ
حداقل 5 نفر به زیپاشون نگاه کردن :|||
یه دختره هم اول خودشوجمع و جور کرد
بعد دید ک دارم نگاهش میکنم سرخ شد گفت :
مال من ساپورته زیپ نداره که ...
دیدگاه ها (۱)

دیشب نشسته بودم تو تاکسی رادیو خاموش بود،یه دختره سوار شد .....

ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺑﺨﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍ...

گلوریا هاردی...√

گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد،نم نمک "شاپرکی" خوشگل و ز...

جادویی عشق part ۵۲ونسا با حرص گفت: احمق.. و سریع و پاکوبان ر...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²¹(نایون+...

اعتماد پارت |۶۳|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط