به وقت نگاهت چه وقتی بیام

به وقت نگاهت چه وقتی بیام ؟!
که دلتنگ دستای سردم بشی؟
چجوری بهت بغضو حالی کنم؟!
چقد زن بشم تا تو مَردم بشی؟!


جهانِ تو یک صفحه ی خط خطی
جهان من اما پر از طرح تو
بیا پانوشت سکوتت بشم
بیا گریه ی من بشه شرح تو!

منو راه بده تو جنونت بذار
که با شونه هات عشقبازی کنم
بذار تا توی قلب تنهائیات
برات نقش یه عشقو بازی کنم

من از مرز ویرون شدن اومدم
من از روح نابود قلب زمین
سکوتم، یه زخمم یه مُش خاطره م
یه تکرار تلخم یه بغضم! همین!

نمی ترسم از "شاید از دست رفت"
نمی ترسم از اینکه روزی بری
واسه داشتن خیلی چیزا باید
یه روزی یه جایی ازش بگذری

بذار با تو باشم بهم نه نگو
تو هم مثل من قلبت از غم پره
نمی فهمی اینو که می فهممت
داره غصه روح تو رم می خوره

اصن فرض کردم تمامش دروغ
برات باید از بودنم بگذرم
اگه راه من شی سفر سخت نیست
اگه تو دروغی پُر از باورم
دیدگاه ها (۱)

کنار چای تلخم ، شعر با تنبور می چسبد !هوا سرد است و یک سیگار...

سلام ، صبح همگی بخیر ...

سلام ، صبح همگی بخیر دوستان عزیز ... هفته خوبی پیش رو داشته ...

# پس زمینه ...

شوهر یا ارباب

دلم برای نوریتوشی ai تنگ شده براش یه متن آماده کردم امیدوارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط