صبح من خیری ندارد بی طلوع چشم تو... ذره ای چشمان خود را ب

صبح من خیری ندارد بی طلوع چشم تو... ذره ای چشمان خود را باز کن خورشید من ...
دیدگاه ها (۱)

مینویسم سـرشـار از عـشـقبـرای تویی که همیشهتنها مخاطـبـ ِخـا...

دوستت دارم چرایش پای تو...ممکنش کردم محالش پای تو...می گریزی...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان استمکن ای صبح طلوع عصر فردا بد...

مکن ای صبح طلوع..

_مکن ای صبح طلوع . .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط