وقتی خدمتکار خونش بودی پارت ۷

وقتی خدمتکار خونش بودی پارت ۷
در رو باز کر دی که بری بیرون تهیونگ
تورو دید و
خیلی ذوق زده شد و یک لبخند زیبایی به تو زد
تهیونگ :اماده شدی
ت: ب. بله ارباب
تهیونگ : دیگه به من نگو ارباب دیگه
از این به بعد من رو یا بیب صدا کن یا تهیونگ
ت:چشم ار. چشم تهیونگ
تهیونگ:خب دیگه بریم
ادمین
سوار ماشین شدید
وقتی نشستید داخل ماشین
تهیونگ دست تورو سفت گرفت
ویو ت:
خدایا نمیدونم چرا من اخه من که یه خدمتکارم😞😢
ادمین
رسیدید داخل یه مهمونی خیلی بزرگ
از ماشین پیاده شدید
تهیونگ دست تورو گرفت
ت: تهیونگ داری چیکار میکنی😲🤨
تهیونگ: اینجا باید زن من باشی
ت: چ. چی😲😲
تهیونگ: هیسسس ساکت باش رسیدم
ت: ولی
تهیونگ: هیسسسس
ادمین:
رفتید داخل مهمونی
که تهیونگ دوستش رو دید
اون کسی نبود جز جیمین
تهیونگ : واییییی جیمین تویی
جیمین : اره تهیونگ منم تهیونگ این دختره کیه
تهیونگ: این زن منه
ت: چییییی
تهیونگ: هیسسس بت که گفتم
ت : ولی تهیونگ
ادمین:
بعد اینجا تهیونگ لپ تو بوس کرد تا ساکت شی
ت: تهیونگگگگگ چیکار کردی
تهیونگ : کاری که هر روز انجام میدیم
ت: میسیییییییییییییییییی
جیمین: چند وقته ازدواج کردید
تهیونگ : ۱سالی میشه
ت: چیییی
ادمین:
داشتید از طبقه میرفتید بالا که
یهو پای تو لیز خورد
و....................
خب دوستان این هم از این پارت
شرایط پارت بعدی
۹فالو
۹لایک
۱۰کامنت
دیدگاه ها (۳۴)

پارت ۲۲ 🖤جیمین بالاخره قبول کرد و همه با هم از دانشگاه بیرون...

سناریو بونتن پارت۴

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

پارت ۴(باکوگو دوستت دارم ) ادامه پارت قبل باکوگو گفت:آهان او...

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

فیک ددی من P:15جیمین : برو گربه ات رو بیار +ب...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

پارت 5لحظه ی دیدار با تووقتی تهیونگ سرش رو از داخل گوشی در ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط