خانم ها و آقایان خوش آمدید به سناریو درخواستی از توکیو ر

خانم ها و آقایان خوش آمدید به ★سناریو درخواستی از توکیو ریونجرز★

موضوع:«اگر ا.ت مست کنه.🥂»

کاراکترها:«💜ران هایـــــتــــــانی، ریــــــندو هایـــــتــــــانی🖤 و ســـــــانـــــــــزو هــــــاروچـــــــیو🩷»


ــــــــــــــــــ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ـــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــران هایـــــتــــــانیـــــــــــــــــــ

(ران لبخندش عمیق‌تر و نگاهش جدی‌تر می‌شود. متوجه تغییر در رفتار ا.ت شده و این تغییر برایش جذاب است. او به آرامی نزدیک می‌شود، نه با عجله، بلکه با اعتماد به نفس.)

ران: "اوه... ا.ت. انگار امشب قراره بیشتر از همیشه سکـ&ـسی (ببخشید بچها-) بشی." (دستش را به آرامی دور کمر ا.ت حلقه می‌کند و او را کمی به خود نزدیک‌تر می‌کشد. نفسش را با لذت بیرون می‌دهد.) "این حس رو دوست دارم. حس اینکه تو فقط مال منی... حتی وقتی کنترلت رو از دست دادی." (لبش را به نرمی روی گوش ا.ت می‌کشد.) "چی می‌خوای بهم بگی؟ چیزی که هیچ‌وقت جرئت نکردی بگی؟ نگران نباش، من شنونده خوبیم... مخصوصا برای حرف‌های تو." (با انگشت شستش، گونه ا.ت را نوازش می‌کند و در چشمانش خیره می‌شود.) "شاید امشب باید یه کم بازی کنیم، نه؟ یه بازی فقط بین من و تو..." (میخواد پاره‌مون کنه بچه ها گوله حرفاش رو نخورید😂🥲👁️🫦👁️)

حرف‌هایی که در لحظه می‌گه: "اینقدر تو بغل من خوبی، چرا وقتی هوشیاری این کارو نمی‌کنی؟" یا "بذار ببینم این مستی چقدر جرئت بهت داده..."



ـــــــــــــــــــریــــــندو هایـــــتــــــانیـــــــــــــــــــ

(ریندو با پوزخندی که حالا بیشتر هیجان‌زده است تا تمسخرآمیز، به ا.ت نزدیک می‌شود. او حس می‌کند که این موقعیت، فرصتی برای نزدیکی بیشتر است، شاید حتی با کمی اذیت و آزار.)

ریندو: "چقدر بامزه! انگار مستی باعث شده دلت بخواد یه کم شیطونی کنی، ها؟" (دستش را به نرمی روی بازوی ا.ت می‌گذارد و او را به سمت خود می‌کشد، اما نه آنقدر محکم که ا.ت احساس خطر کند. نگاهش کنجکاو و کمی تحریک‌آمیز است.) "حالا که انقدر احساساتی شدی، دلت می‌خواد واقعیت رو بهم بگی؟ یا شاید... دلت می‌خواد من اونی باشم که این واقعیت رو برات می‌سازه؟" (بچه ها منظورش 🛐) (به آرامی به سمت لب‌های ا.ت خم می‌شود، اما قبل از هر حرکتی، در چشمانش سوالی می‌بیند.) "فقط یه اشاره کافیه. امشب رو می‌تونیم یه جور دیگه شروع کنیم... یه چیزی که هیچ‌وقت فراموش نکنی." (بسم الله الرحمن الرحیـــــــــم-)

حرف‌هایی که در لحظه می‌گه: "اینقدر تشنه توجه هستی؟ خب، من اینجا هستم که سیرابت کنم." یا "چشمات داره چیز دیگه‌ای میگه... بذار حدس بزنم چیه..." (اینحاست که وارد عمل میشه-)



ــــــــــــــــســـــــانـــــــــزو هــــــاروچـــــــیوـــــــــــــــ

(سانزو ابتدا شاید کمی متعجب شود، اما وقتی رفتار ا.ت را می‌بیند، کنجکاوی‌اش بر بی‌تفاوتی‌اش غلبه می‌کند. او شاید با حرکتی ناگهانی، ا.ت را به دیوار بچسباند، اما نه برای تنبیه، بلکه برای نزدیک شدن.)

سانزو: "هی! آروم باش... یا شایدم... نه. اینجوری بهتره." (صدایش کمی خش‌دار است. او به چشمان ا.ت خیره می‌شود، انگار که دنبال پاسخی در عمق نگاهش می‌گردد.) "داری چی می‌گی؟ یا شاید... چی می‌خوای؟" (یک دستش را به نرمی روی موهای ا.ت می‌کشد، اما نگاهش همچنان تیز است.) "وقتی اینجوری شدی... انگار که یه شخصیت دیگه‌ات رو بهم نشون میدی. یه شخصیتی که... خب... جذابه." (نفسش را به آرامی روی صورت ا.ت حس می‌کند.) "اگه قراره کاری بکنی، فقط مطمئن شو که ارزشش رو داره."

حرف‌هایی که در لحظه می‌گه: "برای من خیلی جذابی وقتی اینجوری خودت رو لو میدی." یا "فکر کردی من نمی‌فهمم چی تو سرته؟ بذار امشب بهت نشون بدم چقدر تو رو میشناسم." (میخواد واردمون شه-)


ــــــــــــــــــ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ــــــــــــــــــ























¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#توکیو_ریونجرز #انتقام_جویان_توکیو #انیمه #سناریو #وانشات #تاکمیچی #مایکی #دراکن #باجی #چیفویو #میتسویا #اسمایلی #انگری #اینوپی #سانزو #ران #ریندو #هانما #کیساکی #کازوتورا #ایزانا #شیون_مادارامه #کاکوچو #کوکونوی #سنجو #واکاسا #تاکئومی #هینا #شینیچیرو #آکانه #تایجو #هاکای #توکیو_مانجی_گنگ #تومان #والهالا #بلک_دراگن #بونتن #براهمن #سوریو
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
دیدگاه ها (۲)

توکیو ریونجرز---گنگ جدید

خانم ها و آقایان خوش آمدید به ★سناریو درخواستی از توکیو ریون...

پارت نمیدونم چند ......ا/ت از اتاق ریندو میره پیش سانزو و با...

سناریو از باتن پارت یک 🥳 مایکی : این جلسه برای اینکه یکی حسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط