با شاخه های نرگس،

با شاخه های نرگس،
شمع و چراغ و آینه،
تُنگِ بلور و ماهی،
نوروز را به خانه‌ی خاموش می برم،
هر چند رنگین کمانِ لبخند
در آستان خانه نباشد،
هر چند در طلوع بهاران
در شهر یک ترانه نباشد..

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۲)

فصل دوم :تا وقتی که عاشقت شدم

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

داستان عاشقانه جدید

معامله، p36ماشین از محدوده‌ی شهر خارج شده بود و جاده کم‌کم خ...

پارت ۴۹ ساعت هفت شده بود.لینا جلوی آینه آخرین نگاه رو به خود...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۷

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

#عقد_با_رئیس_مافیاعقد با رئیس مافیا پارت 28ات هنوز به صفحه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط