معرفی داستان...
معرفی داستان...
اسم داستان : جادویی عشق
تعدادی پارت ها : ۸۰۰ و با زیاد تر
فصل : 2
معرفی شخصیت ها : وی / یا همان تهیونگ/ تایکا/ یا همان ات/ امیلی / آلبرت /
داستان از نیویورک مدرن و پرزرقوبرق سال ۲۰۲۵ آغاز میشود و با یک جهش زمانی جادویی، به فضای سنگین، مهآلود و اشرافی نیویورک در سدهی نوزدهم (دوران تاریخی) سفر میکند؛ جایی که درشکهها بر سنگفرشهای خیس حرکت میکنند و عمارتهای سنگی بوی باروت و عطر گلهای رز میدهند.
تایکا هریس، دختر بالرین و خودسری که به هیچ قانونی پایبند نیست، در پی یک حادثهی مرموز و جادویی، از میان شکاف زمان عبور کرده و در قرنها پیش سقوط میکند. او که از دنیای گوشیهای هوشمند و آزادیهای بی حد و حصر آمده، حالا مجبور است در کالبد یک خدمتکار ساده، در عمارت باشکوه و تاریک خانوادگی «هریسون تهیونگ» (که در آن دوران به نام وی شناخته میشود) بقای خود را حفظ کند.
تایکا وظیفهی خدمت به خواهرِ محبوبِ وی را بر عهده میگیرد. او از نزدیک شاهد روزهایی است که «وی» هنوز آن جراحِ سرد و بیروح نشده بود؛ بلکه مردی جدی اما فداکار بود که تمام زندگیاش را وقف سلامت خواهرش کرده
بلکه مردی جدی اما فداکار بود که تمام زندگیاش را وقف سلامت خواهرش کرده بود. تایکا با همان روحیه مغرور و زبانِ تندش، مدام با دیسیپلینِ خشکِ «وی» درگیر میشود، اما جادوی زمان، سرنوشت آنها را به هم گره میزند.
این داستان قراره خیلی طولانی بشه مثل فیک های دیگه
/ ظهور ازدواج
@jimin_mynhe
/ عشق زیر سایه سلطنت jungkook_sh @
/بازیچه دیگران https://wisgoon.com/hamta_jk1995 /
/ ندیمه عمارت https://wisgoon.com/mr_kim_hot /
/ گس لایتر/
پس قضاوتش قبل از خواندن قبول نیست و این داستان رو با کمک دوستم کای نوشتم
@jimin_mynhe
اسم داستان : جادویی عشق
تعدادی پارت ها : ۸۰۰ و با زیاد تر
فصل : 2
معرفی شخصیت ها : وی / یا همان تهیونگ/ تایکا/ یا همان ات/ امیلی / آلبرت /
داستان از نیویورک مدرن و پرزرقوبرق سال ۲۰۲۵ آغاز میشود و با یک جهش زمانی جادویی، به فضای سنگین، مهآلود و اشرافی نیویورک در سدهی نوزدهم (دوران تاریخی) سفر میکند؛ جایی که درشکهها بر سنگفرشهای خیس حرکت میکنند و عمارتهای سنگی بوی باروت و عطر گلهای رز میدهند.
تایکا هریس، دختر بالرین و خودسری که به هیچ قانونی پایبند نیست، در پی یک حادثهی مرموز و جادویی، از میان شکاف زمان عبور کرده و در قرنها پیش سقوط میکند. او که از دنیای گوشیهای هوشمند و آزادیهای بی حد و حصر آمده، حالا مجبور است در کالبد یک خدمتکار ساده، در عمارت باشکوه و تاریک خانوادگی «هریسون تهیونگ» (که در آن دوران به نام وی شناخته میشود) بقای خود را حفظ کند.
تایکا وظیفهی خدمت به خواهرِ محبوبِ وی را بر عهده میگیرد. او از نزدیک شاهد روزهایی است که «وی» هنوز آن جراحِ سرد و بیروح نشده بود؛ بلکه مردی جدی اما فداکار بود که تمام زندگیاش را وقف سلامت خواهرش کرده
بلکه مردی جدی اما فداکار بود که تمام زندگیاش را وقف سلامت خواهرش کرده بود. تایکا با همان روحیه مغرور و زبانِ تندش، مدام با دیسیپلینِ خشکِ «وی» درگیر میشود، اما جادوی زمان، سرنوشت آنها را به هم گره میزند.
این داستان قراره خیلی طولانی بشه مثل فیک های دیگه
/ ظهور ازدواج
@jimin_mynhe
/ عشق زیر سایه سلطنت jungkook_sh @
/بازیچه دیگران https://wisgoon.com/hamta_jk1995 /
/ ندیمه عمارت https://wisgoon.com/mr_kim_hot /
/ گس لایتر/
پس قضاوتش قبل از خواندن قبول نیست و این داستان رو با کمک دوستم کای نوشتم
@jimin_mynhe
- ۲.۶k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط