.

.
بالاخره یاد میگیری
رفتن اتفاقی ست اجتناب ناپذیر
و پُر از منطق های محکم
و ماندن هراسی ست تکراری
لابه لای امید های واهی
و پوسته نازکِ احساست
می شود سنگ واره ای از تجربه ها
و دیگر نمیترسی
و دیگر به صدای قدم های هیچکس
به خود نمیلرزی.....
دیدگاه ها (۱)

احساس تلخی است ابتدای سی سالگی باشی وجلوی هیچ آینده ای نایست...

روزگارم می‌گذردبی‌ هیچ کسبرای آرزو دیر استهر چه میروم نمیرسم...

اوه توییی پریه که م بقوربانت بم

...

#بوسه_مرگ "پارت ۶۴"صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌هاداخل ا...

# سایه محافظ## پارت ششم### عبور از درختزینب چند قدم به سمتِ ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 181✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط