بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت پنجاه شیش🍷🗡



با ترس جیغ کشید
یه قطره اشک از چشماش ریخت

با مهربونی بی سابقی که از من بعید بود
گفتم
+گریه نکن ، اگه بتونی درست رانندگی کنی جایزه میدم

بعد کلتم و در آوردم

سرم و از شیشه پنجره بیرون بردم

شروع کردم به تیراندازی کردن

پری ام اشکاش‌ و پس زد
پاش و گذاشت روی گاز و فشار داد ..

لب زدم
+آفرین دختر ، ببینم تا کجا میتونی پیش بری

گوشیمو هم در آوردم هم زمان
_الو ،گارد امنیتی منو بفرست سریع...

همزمان سرعت ماشین که زیاد شد اونام سرعت ماشینشونو زیاد کردن

یکی از لاستیک ماشیناشونو‌ نشونه گرفتم
و بوممم‌

پنچر شد
ماشین چپ شد و وایساد

لبخند کجی زدم
مگه کشتن من به این اسونی بود ؟

نه.

نشستم توی ماشین و خیره به پری لب زدم
+کارت عالی بود دوست داشتنی...

از ترس به سکسکه افتاده بود..
دیدگاه ها (۳)

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه هفت🍷🗡ترسیده بود !مثل یه گربه ی توی چ...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه هشت🍷🗡توی بغلم نفس نفس میزدخندیدم !رو...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه پنج🍷🗡اخم کرد :انگار از اینکه ازش تعر...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه چهار🍷🗡تو دلم گفتم عاشق منم‌میشی دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط