آبنبات با طمع لبات

آبنبات با طمع لبات


پارت ۱۲

ویو کوک

بهترین شبه زندگیم بود ا/ت باکره بود و حسابی تنگ بود ولی ولی اون خیانت کاره قراره حسابی عذاب بکشه

نگاه به صورت غرق در خوابش کردم و یک بوسه سطحی روی لباش کاشتم پتو روش کشیدم و رفتم بیرون پیش تهیونگ که‌بگم ا/ت رو پیدا کردم..

ویو ا/ت

با دل درد از خواب بیدار شدم خیلی دلم درد میکرد دیگه تحمل‌نکردم و زدم زیره گریه

ا/ت:هققق وای دلم هقق اون کوکه هققق عوضی هققق بهم تجاوز کرد هققق من باکره بودم هققق

یهو در باز شد و آجوما اومد با چشمای اشکی

آجوما : دخترم خوبی؟ درد داری عزیزم ؟ من قربون اون اشکات بشم گریه نکن

ا/ت: آجوما درد دارم هقق

آجوما : برو حموم آب گرم بعدش من دارو قرص میدم بهت

ا/ت: چشم آجوما

رفتم حموم آب گرم بهتر شدم قرص خوردم و لباس خدمتکاری پوشیدم و رفتم صبحانه درست کردم در خورد با کسی گه دیدم اشک توی چشمام جمع شد

خرسی بود همون خرسی بزرگیه من اشک توی چشمام حلقه زده بود و نگاش میکردم یهو اومد سمتم و منو تو آغوشش کشید که بغضم با صدای گریه ی بلند شکست

ا/ت: خرسی هقق دلم برات تنگ شده بود هققق کجا بودی منو هققق تنها گذاشتی هققق


تهیونگ : هیششش چقدر بزرگ شدی چقدر لاغر شدی دختر گریه نکن پرنسس من

ازش جدا شدم توی چشماش نگاه کردم

....
دیدگاه ها (۲۹)

پارت ۱۳ آبنبات با طمع لبات ا/ت: خرسی تو هم فکر میکنی من.....

helma92_btsدنبال بشه

آبنبات با طمع لباتکامنتا اسمات هست

پارت ۱۱آبنبات با طمع لباتدوستان این پارت اس.مات میباشد اگر م...

پارت ۲۵ ویو ا / ت چشمام رو کم کم باز کردم ...ساعت. ۱۱:۴۵ . ب...

سرنوشت "فصل ۲ p,30...پیتر : منو خر فرض کردی ا/ت ...؟ انگار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط