آن سوی آینه

آن سوی آینه
P17
_ زود ...خوب شو ( آروم )
( ویو کوک ، پرش زمانی به شب)
از صبح تا الان هیچی نخورده نگرانشم...
هنوز تب داشت....نمی‌دونم چیکار کنم
_ ا.ت...ا.ت...پاشو یه چیزی بخور(آروم)
+ ....ن...نمی‌خوام.....
بلند شدم تا برم براش غذا بیارم
+ ن...نه...ن...نرو...د..د...ددی...ن..نرو
؟؟؟؟
رفتم پیشش
_ من اینجام ....جایی نمیرم
خودش رو کشید سمتم
دستم رو گرفت
+ ق...قول؟
_ اره بهت قول میدم
پیشش دراز کشیدم میخواستم بغلش کنم
با دستش هلم داد
+ ن...نه...توهم...مریض...میشی
_ مهم نیست
گرفتمش توی بغلم...
_ هر چی که بشه .....تنهات نمیزارم.....قول میدم هیچوقت ترکت نکنم
بوسه ای از سرش زدم
و خوابیدم
( ویو کوک ، پرش زمانی به فردا صبح)
چشمام رو باز کردم
ا.ت ....ا.ت پیشم نبود
سریع بلند شدم
از اتاق رفتم بیرون
......
توی آشپزخونه بود
داشت غذا درست میکرد
_ا.ت....
+ ص...صبح بخیر
_ بهتری؟
+ ا..اره ....خوبم
رفتم سمتش
محکم توی بغلم گرفتمش
+ !!!!؟؟!
_ خیلی نگرانت بودم.....
+ ب...ببخشید
از خودم جداش کردم
_ تو برو بشین من میارم
رفت نشست
غذا رو براش بردم
کامل خورد غذاش رو
حتما خیلی گرسنه بوده
دیروز هیچی نخورد
+ م...ممنونم
_ نوش جونت
+ م...میگم...
_ هوم؟
+ م...میشه....ب..بریم .. بیرون؟؟؟
_بیرون؟
+ اره
_ مثلا کجا؟
+ بریم خرید؟؟؟
_ .....باشه
+ آخ جونننن (زیر لب)
_(پوزخند)
دیدگاه ها (۹)

آن سوی آینهP18_(پوزخند)( ویو کوک)_ برو حاضر شو+ و..ولی اینجا...

سلام قشنگام :))))خوشگلا ببینید یه مشکلی پیش اومده توی اون پی...

آن سوی آینهP16_ شب بخیر...عروسک( پرش زمانی به صبح ، ویو ا.ت)...

ای بابا دست خودمون نیست....😅🖤

Part 6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط