فقط برای من پارت ⁵=

فقط برای من پارت ⁵=
[علامت مامان میسو م س]
م س:به به خانم خانما کجا میری با ای سرو وضع
+:میرم بار خوشگل شدم نه؟
م س:اوهوم خیلی ولی هرروز بار چخبره میدونی اگ دونگ مین بفهمه چیکارت میکنه
+:نمی‌فهمه نگران نباش بعدش هم بفهمه منو از کی میترسونی
م س:هعیی از دست تو دختر برو امشبم خوش بگذرون داداشت و بابات نمیان منم میخوام برم خونه ی خاله
+:عع چه خوب پس من رفتم
م س:باشه برو فقط زیاد مست نکنیا حواست باشه
+:باشه مامان حواسم هست
از عمارت اومدم بیرون ک دیدم چه یونگ با پرشه دم در عمارت وایساده رفتم سوار شدم
=:به به چه لیدی جذابی امشب رو میشه بامن باشین؟
+:البته مستر(خنده)حرکت کن مسخره
=:ولی خدایی میسو نگرانم هاا امروز نباید زیاد مست کنم
+:من خودم مست نمیشم تو راحت باش
=:هر چند تو مست نمیشی ظرفیتت بالاس
+:اوهوم
بعد از چند مین رسیدیم بار
از زبان میسو
رفتیم توی بوی سیگار الکل خفم کرد با چه یونگ رفتیم نشستیم بخش وی آی پی اونجا بهتر بود تازه خدمات بهتری هم میدادن رفتیم نشستیم سه تا شیشه ویسکی سفارش دادیم مشغول نوشیدن شدیم ی شیشه اش رو خوردیم ک
=:پاشو بریم برقصیم
+:رفتیم وسط کلی رقصیدیم من رقصم خیلی خوب بود کلاس رقص رفته بودم بالاخره بعد از یک ساعت رقصیدن رفتیم نشستیم وقتی نشستیم دیدیم ک دوتا مرد روبه روی هم نشسته بودن کلی هم بادیگارد دورو ورشون بود معلوم بود مافیان دارن معامله میکنن
=:وایی میسو اینا مافیان؟
+:آره
=:وایی میترسم ازشون
+:نه بابا چه ترسی با تو کاری ندارن
=:ميگما ولی اون پسر جوونه چقد خوشگله نه؟
+:آره کیم تهیونگه
=:از کجا میشناسیش
+:بزرگترین مافیای جهانه ها مگ میشه کسی نشناستش
=:عع پس چرا تاحالا پلیس نگرفتتش؟
+:دیوونه ای پلیسا برای بعضی از کارهایی ک میخوان انجام بدن از این اجازه میگیرن
=:واو چه خفن ی همچین دوس پسری میخوام
+:حوصله داریا انقد بهت گیر میده ک
=:از کجا میدونی؟
+:آخه مردای مافیایی روی معشوقه شون خیلی حساسن
=:اوفف ولش کن دردسر داره
+:آره من هیچ وقت دوست ندارم واقعا با ی مافیا ازدواج کنم چونکه رسما میری تو چاه
=:ههه(خنده)ولش کن حالا بیا ویسکی بزنيم
+:باشه
+=:جیننن(زدن به هم لیواناشونو)
از زبان تهیونگ
بعد از چند مین به بار رسیدم از ماشین پیاده شدم ک با رفتنم توی بار همه بهم تعظیم کردن رفتم توی بخش وی آی پی تا قرار داد ببندم اونجا چند نقر بیشتر نبودن چونکه معمولا آدمای پولدار میان هرچند ک این بار برای منه رفتم نشستم روبه روی مرده بادیگارد هام هم پشت سرم وایساده بودن
دیدگاه ها (۰)

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart:9ویو شب جونگکو...

وقتی بدون اجازه اش میری بار

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p15 کوک: باشهته د...

رمان عشق ممنوع

" مکالمه "لیا : الو کوک : سلام خوبی ؟لیا : آره مرسی تو خوبی ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط