بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد شصت سه🍷🔪
عقب کشیدم خودمو از ترس که اومد جلو و آروم بغلم کرد
+هیس جونم نترس از من
نترسم؟
از ترس و بلاهایی که سرم آورد تو چند دقیقه دندونام به هم میخورد
دستشو گذاشت دو طرف صورتم
خم شد و بوسه ی ریزی روی لبم زد
+هیس!
قطره اشکی از گوشه چشمم ریخت
_فهمیدم بیگناهی...
فهمید ؟ از کجا؟ شاید دوربین داشت نه؟
ولی خودش جواب سوالمو داد
+پسره اختلال داره، روانیه..
با این حرفش اشکام بیشتر شد
+میبخشی منو؟
سرمو به نشونه ی منفی تکون دادم
_تا عمر دارم کارت یادم نمیره...
پوفی کشید
+کاری میکنم یادت بره بچه ، نمیزارم اینطوری بمونه..
موهام و از صورتم کنار زد
سرمو روی بازوی خودش تنظیم کرد لب زد
_بخواب! بیدارت میکنم غذا بخوری یکم دیگه...
خوابم نمی اومد
ولی از درد میخواستم بخوابم
که یادم بره چه بلایی سرم آورد این عوضی
برای همین چشم بستم
نفهمیدم کی خوابم برد
پارت صد شصت سه🍷🔪
عقب کشیدم خودمو از ترس که اومد جلو و آروم بغلم کرد
+هیس جونم نترس از من
نترسم؟
از ترس و بلاهایی که سرم آورد تو چند دقیقه دندونام به هم میخورد
دستشو گذاشت دو طرف صورتم
خم شد و بوسه ی ریزی روی لبم زد
+هیس!
قطره اشکی از گوشه چشمم ریخت
_فهمیدم بیگناهی...
فهمید ؟ از کجا؟ شاید دوربین داشت نه؟
ولی خودش جواب سوالمو داد
+پسره اختلال داره، روانیه..
با این حرفش اشکام بیشتر شد
+میبخشی منو؟
سرمو به نشونه ی منفی تکون دادم
_تا عمر دارم کارت یادم نمیره...
پوفی کشید
+کاری میکنم یادت بره بچه ، نمیزارم اینطوری بمونه..
موهام و از صورتم کنار زد
سرمو روی بازوی خودش تنظیم کرد لب زد
_بخواب! بیدارت میکنم غذا بخوری یکم دیگه...
خوابم نمی اومد
ولی از درد میخواستم بخوابم
که یادم بره چه بلایی سرم آورد این عوضی
برای همین چشم بستم
نفهمیدم کی خوابم برد
- ۲.۸k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط