ادامه پارت

ادامه پارت ۷
«داخل خوابگاه »
ویو کاترین
بازم حوصلمممم ریدههههههههههه
کاترین:دنکی
دنکی:هوم؟
کاترین رفت سمت دنکی و تو گوشش یه چیزی گفت
میخواستم به کاتسوکی کرم بریزم که یهو گوشیم زنگ خورد رفتم تو اتاق و جواب دادم
ویو نویسنده
کاتسوکی اومد تو خوابگاه و میخواست بره تو اتاقش که صدای کاترین رو شنید و رفت ببینه چه خبره صدا رو که شنید تعجب کرد
کاترین با بی میلی:باشه... باش فردا میام
بعد تلفن رو قطع کرد و روتختی دراز کشید و غرغر می‌کرد که کاتسوکی اومد تو اتاق و گفت:همه چیز رو شنیدم
کاترین:خب اشکال نداره تو می‌دونستی...هوف
کاتسوکی اومد لب تخت نشست و گفت:بهش فکر نکن ...من پیشتم (آخرش رو آروم گفت)کاترین یه ذره سرخ شد و گفت ممنون تو تنها کسی بودی که همیشه کمکم میکردی
+فردا ساعت چند میری؟
-نمیدونم ولی باید صبح برم
+منم میام
-چی؟؟اخه تو باید تو مدرسه بمونی
+حرف نزن نفله
دنکی در روباز کرد(اینم بگم فقط کاترین کاتسوکی و دنکی تو خوابگاه بودن)دنکی:سلام بر مرغان عشق
و اینجا داد های جناب باکوگو را داریم💁🏻‍♀️
بعدش دیگه همه گرفتن خوابیدن صبح کاترین پاشد و رفت صبحونه خورد و اومد لباس بپوشد

خب این پارت با اون یکی باهم یه پارت کاملن پس اعتراض نباشه🗿
سوال هاتون رو هم جواب داده میشه تو پارت های بعد😁
شرایط پارت بعد ۷لایک۷کامنت
چطور بود ؟
دیدگاه ها (۵)

پارت۸ جوجه تیغی من و لباس پوشید و کاتسوکی هم همراهش رفت «داخ...

۳۶تایی شدیم هوراااااااامرسییییی از همهههه🌷🫐🪼💞

بچه ها برای فیک جاسوس خانواده یه اسم می‌خوام و همینطور ایده

مرسی مایکی یکم کمتر گشاد✨🗿

پارت۹جوجه تیغی من«صبح »ویو کاترین کاتسوکی تو اتاق خواب بود ب...

پارت ۱۱جوجه تیغی من ویو کاترین دیگه رسیدیم اردو تفریحی و هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط