باید که لهجهء کُهَنَم را عوض کنم

باید که لهجهء کُهَنَم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم
دیدگاه ها (۴۴)

باید که لهجه کهنم را عوض کنماین حرفِ مانده در دهنم را عوض کن...

باید که لهجه کهنم را عوض کنم این حرفِ مانده در دهنم را عوض ک...

باید که لهجه ی کهنم را عوض کنماین حرف مانده در دهنم را عوض ک...

هر شب میان مقبره ها راه می روم

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط