پ۴ف۴ شب ساعت ۱۰ مرخص شدیم و رفتیم خونه +مامان بیا دامادت

پ۴ف۴ شب ساعت ۱۰ مرخص شدیم و رفتیم خونه +مامان بیا دامادت اوراق شده ههه _ای وا خاک ب سرم چی شده پسرم بیا شین _چیزی نشده مامان جان +خو حالا مادر زن و داماد بازی در نیارین میلادم خسته شده باید بخوابه فردا تمرین داره اشکان میری اتاق میلاد _اره ببخشید زحمت دادم + والا چ کنیم مجبوریم هههه بلاخره شام خوردیم و رفتن خوابیدن صبح زود بیدار شدم و سر میز صبحونه رفتم همه نشسته بودن +سلام همگی خوبین صبح بخیر نازی جون اون جوجه خوبه _الحمدرالله خوبه (راستی نگفتم بچه اولی مهرداد پسره و اسمش مهراده و دومی هم توی راه) _سارا مهراد امروز بهونه کرده میخواد با تو بیاد تاتر قهر کرده برو بیارش +مهرداد جان بچه بیاد مگ چی میشه نبینم باز قشنگ منو ناراحت کرده باشینا افتاد_افتاد هههه رفتم توی اتاق نازی و مهرداد +قشنگم مهرادم عزیز عمه کجایی _بابا اجازه نمیده بیام تاتر میگه اذیت میکنی +شیطون من تنبیه اشون کردم میایی آماده شو
دیدگاه ها (۰)

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

پارت ۲۵

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

KIM V

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط