اسم فیک: اون واسه منه

اسم فیک: اون واسه منه
p56


تهیونگ: جوننگگکوووککک
جونگکوک: چیه خبب؟؟؟... دو-سش-دا-رم
تهیونگ: لبخندی زدم و سرمو پایین گرفتم...
جونگکوک: ته؟ چیشدی یهو؟... لبخند زدی؟؟؟ یعنی نمیخوای منو بزنی؟ 🫠😅
تهیونگ: سرمو بالا آوردم... کوک، من همیشه نگران این بودم که ات عاشق کی میشه؟... اون فرد چه جور آدمیه؟ اصلا لیاقت دختر کوچولومو داره؟.. ولی الان که میبینم اون شخص تویی خیالم راحت خیلییی راحت شده🙂... اینو گفتم و قطره ی اشکی از چشام روی صورتم افتاد..
جونگکوک: او، هیونگگ.... بیا بغلم داداشیی... تو برو خونه من امشب پیش ات میمونم
👤: همراه خانم ات
جونگکوک و تهیونگ: بلهه؟
👤: میتونید خانم رو ملاقات کنید بهوش اومدن
تهیونگ: کدوم اتاق؟
👤: اتاق ۶٠۳
جونگکوک: سریع با تهیونگ به سمت اتاق رفتم، اتت...
ات:....
جونگکوک: ات؟ قهری باهام؟
ات: میخوام تنها باشم لطفا برو بیرون
جونگکوک: میدونم از دستم ناراحتی قبول دارم باید بهت میگفتم، ببخشید
ات: جئون جونگکوک ما به هم قول دادیم هیچ وقت نه به هم دروغ بگیم و نه چیزی رو از هم مخفی کنیم،
جونگکوک: میشه اینطوری صدام نکنی؟ احساس میکنم غریبه‌ام برات وقتی فامیلیم هم میگی
ات: دلم برای این حرفش غش رفت، میخواستم بگیرمش تو بغلم و بوسش کنمم... بهش بگم فدای سرتتت ولی کاری کرده بود که باعث شده بود به عشقش شک کنم... باش
جونگکوک: لبخندی زدم، چیزی نیاز نداری؟
ات: لطفا از اتاقم برو بیرون
تهیونگ: به کوک اشاره کردم که از اتاق بره بیرون
جونگکوک: ب.باشه ولی ات اینو بدون که من خیلی دوست دارم:)... اینو گفتم و رفتم بیرون
ات: ....
تهیونگ: ات، راستش این تقصیر من بود، جونگکوک بهت نگفته بود چون نمیخواست ناراحتت کنه، در اصل من باید ازت عذرخواهی کنم
ات: ته اصلا تقصیر تو نیستت، اتفاقا کار خوبی کردی به من گفتی باعث شد بعضی چیزا رو بفهمم
تهیونگ: ات من مردارو خوب میشناسم میتونم تشخیص بدم کی از ته قلبش عاشقه و کی فقط ظاهرش نشون میده عاشقه
کوک از ته قلبش دوست داره، من اینو از تو چشماش میفهمم، اونجوری که بهت نگاه میکنه همه چیو لو میده، پس به عشقش شک نداشته باش... بهم اعتماد کن
ات: با حرفای تهیونگ تو فکر فرو رفتم.... میشه تنهام بذاری؟
تهیونگ: باشه ولی به حرفام فک کن، تصمیم با خودته... رفتم و لپشو بوس کردم، زود خوب شو آجی کوچولو.....





(ولی دلم برا جونگکوک کباب شد، بچم🫠💕.... یه داداش مثل تهیونگ>>>>>>)
دیدگاه ها (۱۱)

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

شاگرد لوس من

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p19جونگکوک گوشی ر...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط