مطلبی بسیار جالب !

مطلبی بسیار جالب !

روزی دو مسيحی خسته و تشنه در بيابان گم شدند ناگهان از دور مسجدی را ديدند.

ديويد به استيو گفت: به مسجد كه رسيديم من ميگويم نامم محمد است تو بگو نامم علی است.

استيو گفت: من به خاطر آب نامم را عوض نميكنم.

به مسجد رسيدند. عارفی دانا در مسجد بود ، گفت نامتان چيست؟ يكی گفت نامم استيو است و ديگری گفت نامم محمد است و دو روز هست که در صحرا سرگردان شده ایم و راه را گم کرده ایم و اکنون بسیار تشنه و گرسنه هستیم.

شیخ گفت: سریعاً برای استيو آب و غذا بياوريد..
و محمد ، چون ماه رمضان است بايد تا افطار صبر کنی!

صداقت تنها راه میانبر و بدون چاله ، به سمت موفقیت است!


💯
دیدگاه ها (۰)

🔻۳ خلبان ایرانی زنده هستند و توسط قطر اسیر شده اند🔹۳ خلبان ا...

🔻درگذشت رتبه ۲۶ کنکور تجربی ۹۸ بر اثر ایست قلبی🔹دکتر کیان رح...

یادتون هست

#حکایت_قدیمی در زمانی که آغا محمد خان قاجار به سمت داغستان ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط