فقـط چـند قـدم مانـده بـود

فقـط چـند قـدم مانـده بـود

برسـم بـه "تــو"

اگر ایـن خواب لعنتـی ، دیشـب ادامـه داشـت !!
دیدگاه ها (۱)

جهانی میان بیداری و خوابPart 1آملیا داشت می‌دوید.نمی‌دونست ک...

کودک بودم

یعنیچی که مداد چسبیده به انگشتم نمیتونی گل بخوری🫤 دیشب تو خو...

کودک بودمبام خانه‌مان به آسمان نزدیک بودکم مانده بود دستم به...

•قبل اذان صبح بود.با حالت عجیبیاز خواب پرید و گفت:حاجی خواب ...

پارت ۳

همشون عالین همشون رو یک اندازه میدوست.*گوه میخورم فقط دالللل...

My professorChapter:2Part:103رو به روی هم نشسته بودیم.اونقدر...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط