سناریو از اعضا

سـنـاریـو از اعـضـا

☆وقتی عکس های بچگی هاشون رو میبینید☆

نامی:
تو: عرررر نامی چقدر این پسر شبیه توعه
نامی: چون خودمم °-°

سوکجین:
تو: چرا تو بچگیات هندسام نبودی
جین: لقبم هندسام به این دلیل نیس که نامبروان جهان باشم «حرفی که جونگکوک تو مصاحبه امسال به جین گفت»
تو: اوهوم

یونگــــــــی:
تو: یونگی تو بچه بودی چقدر اروم بوده چهرت
یونگی: اوهوم.... «تو خواب و از خواب میپره»... چی تو اونو ازکجا پیدا کردی
تو: دیدم خوابت سنگینه داشتم تخت و میگشتم که زیر متکات دیدم
یونگی: اها خب شب بخیر ฅ^•ﻌ•^ฅ

هوسوک:
تو: هوپی میتونم عکس بچگی ات رو ببینم؟
هوپی: به یه شرط!
تو: چه شرطی؟
هوپی: که بزاری توهم عکسای بچگی هات رو ببینم باشه

"چند لحظه بعد "
هوپی: وایییی تو اینی چه کیوووووووت
«درحاله پریدن دوییدن دور خونه و غش کردن»

جیمین:
تو: چقدر تو کیوت بودی و کوچولو
موچی: اله ولی الان بزرگ شودم «با لحنه کیوت»
تو: ولی هنوز قدت کوتاه
موچی: یه کوچولویی نشونت بدم

تهیونگ:
تو: ای خداااااا من بمیرم برات از اون بچگی جذاب بودی نگاه کن تو دوران پیش دبستانیت چقدر کیوت بودی
ته ته: حالا دوران راهنماییم رو ببین
تو: اعاااااااا نه یه دورانم ادم زشت میشن مبشه دیگه «صورتش رو شبیه دوبونگ سون میکنه اگه فیلمش رو دیده باشید»

جونگکوک:
تو: کوکی البوم عکس بچگیات رو داری؟«درحال شیرموز خوردن»
کوکی: اگه همون لیوان شیرموز رو برام درست کنی، هنوز دارم
تو: اوک
"یک ربع بعد"
تو: بفرما سرورم
که یبینی لایو وساعت ۳ بامداد روشن کرده
تو: کوک نصف شب لایو روشن کردی
کوک: خب ارمی های عزیزم میخوام البوم عکس بچگیام رو بهتون نشون بدم
ـــــــــــــــــــــ
چطور بود؟
ایده ای داشتید بگید؟
دیدگاه ها (۱)

لته عشق ♡pt7«نویسنده: یه خبر خوب، تصمیم گرفتم دونفر وارد داس...

تلخی عشق شیرین pt 9همه رفته بودن سالن قصر بی صدا پس از اینکه...

عکس سناریو ها تغییر کرد#سناریو_بی_تی_اس وقتی از عکس بچهگیات ...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART²⁶...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط