مرسی که هستی

مرسی که هستی
و هستی را رنگ می‌‌آمیزی
هیچ چیز از تو نمی‌خواهم
فقط باش
فقط بخند
فقط راه برو...
نه،
راه نرو
می‌ترسم پلک بزنم
دیگر نباشی.
#عباس_معروفی
دیدگاه ها (۱)

هر زنی یک دل گرمی می خواهد یک " نفر"که بگوید من همیشه باتو ه...

ڪنون ڪہ،صاحبِ مژگانِ شوخ و چشمِ سیاهےنگاه دار دلے را،ڪہ بُرد...

‍ وقتــی ڪه تــو نیستــیدنیـاچیـزی ڪم داردمثـل ِ ڪم داشتـن ِ...

و عشقمثل گلدان‌های شمعدانی بر ایوانحضور غریب معلقی دارد . . ...

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

من همینطور آرام دوستت خواهم داشتاز دور،دوستت خواهم داشتبی صد...

پالت سایه کوکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط