برایت قهوه می­ریزم، کمی‌ شیر، دو قاشق شکر،

برایت قهوه می­ریزم، کمی‌ شیر، دو قاشق شکر،

می­گذارم جلویت روی میز،

گلدان گل را کنارتر می­گذارم

تا بهتر ببینمت.

قیافه جدی به خودم می­گیرم

و با لهجه‌ای که حالا برای خودم هم بیگانه است،

می­گویم:

قهوه­ات سرد می‌‌شود.

هر کجا که هستی، زودتر به خانه بیا

و همانطور می­نشینم‌ تا تو یکروز بیایی...

وقتی‌ حتی نبودن آدمها برایت قشنگ می‌‌شود
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

نمیاییبرایت قهوه می ریزم، کمی‌ شیر، دو قاشق شکر،می گذارم جلو...

برایت قهوه می ریزم، کمی‌ شیر، دو قاشق شکر، می گذارم جلویت رو...

.برایت قهوه می ریزم، کمی‌ شیردو قاشق شکر،می گذارم جلویت روی ...

برایت قهوه می­ ریزم، کمی‌ شیر، 2 قاشق شکر،می­ گذارم جلویت رو...

برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میزگ...

‌برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میز...

برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میزگ...

برایت قهوه میریزمکمی‌ شیردو قاشق شکّرمیگذارم جلویت رویِ میزگ...

🕊 در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط