‏یه پیرهن گذاشتم رو دیوار مهربانی چند روز بعد تن یکی دیدم

‏یه پیرهن گذاشتم رو دیوار مهربانی چند روز بعد تن یکی دیدمش




اونقدر بهش میومد که رفتم با مشت و لگد از تنش درآوردمش
دیدگاه ها (۳)

از بیمارستان برگشتم، ناهار نداشتیم دو پیمونه برنج گذاشتم و ی...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

رومان عشق پنهانی (پارت5)

بادشکن p12ساکورا با لگد ۲ تاشون رو مینداخت روی کی دیگه و با...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

فرق بین «ازت خوشم میاد» و «دوستت دارم» چیه؟یکی خیلی قشنگ جوا...

My_idol

میگن یه جا بارون گرفت و داشت آب بارون یه مورچه را با خودش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط