#من #تاریخ آن #شبی را که از #عمق‌وجود #گریستم را #دقیق به

#من #تاریخ آن #شبی را که از #عمق‌وجود #گریستم را #دقیق به خاطر سپردم...
نه برای آن #شب بلکه برای آن #صبح
برای #آدم‌دیگری که روز بعد به آن تبدیل شده‌بودم....
دیدگاه ها (۰)

چشم هایت، تمام چیزے ست ڪه از زندگے میخواهم …نگاهت را ڪه داشت...

#باران

برایت شعر می‌بافم، تنت را گرم کن با آنلباس گرم شاعرها، همین ...

این روزهاحرف دارم به وسعت تمام نداشته هایماما راهی نیست جز س...

p1ویو سانا:نصف شب بود رو مبل نشسته بودم دستام رو گذاشته بودم...

🔷خسارت ۱۱ فروندی برای نجات ناموفق یک خلبان! / این شما و این ...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑶𝒏𝒆جیمز پلیس معروفی بود که همه پرونده هایش را بدون هیچ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط