برو ای شب ز پیش من

برو ای شب ز پیش من

مپیچان زلف و گیسو را

که جز آن جعد و گیسو را

نمی‌دانم .. نمی‌دانم

#مولانا
دیدگاه ها (۱)

من چه سبزم امروزو چه اندازه تنم هوشیار استنکند اندوهی سر رسد...

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنیلطف بهار عارفان در تو نگاه ...

گر چه از آغوش تو سهمی ندارمجز خیال بوی گیسوی تو رامی جویم از...

کاش چون پرتو خورشید بهار سحر از پنجره می‌تابیدم از پس پرده ل...

مو پریشان، ناز عریان، جَعدِ آن گیسو فریببافتم یک قصه از تو د...

ای آن‌که طبیب دردهای ماییاین درد ز حد رفت چه می‌فرماییدیوان ...

من ندانم ز نگاه تو چه خواندم اما می‌دانم آن چشم ها قاتل دلخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط