آمدی آمدنت حال مرا ریخت بهم یک نگاهت همه ی فلسفه را ریخ

آمدی، آمدنت حال مرا ریخت بهم .یک نگاهت همه ی فلسفه را ریخت بهم .آمدی و دل من سخت در این اندیشه:
آن همه منطق و قانون چرا ریخت به هم؟
قاضی عادل قصه به نگاهت دل باخت
یک نگاه کردی و یک دادسرا ریخت به هم
چهره ی شرقی زیبای تو شد موجب خیر
یک به یک انجمن غرب گرا ریخت بهم
شاعران، طالب سوژه، همه دنبال تو اند
سوژه پیدا شد و شعر شعرا ریخت بهم
جاذبه مال زمین است، تو شاید دزدی
که فقط آمدنت جاذبه را ریخت بهم .....
دیدگاه ها (۱)

بر خاکی نشسته بودمکه خدا آمد و کنارم نشست!گفت: مگر کودک شده ...

نامت چه بود؟ آدمفرزندِ كي ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری بن...

حدیث معراج پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در...

اربعین کرب و بلا لذت دیگردارد8روز دگر شهر چه دیدن داردکاروان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط