پارت تصمیم مهم مایکی

---

پارت ۱۲: تصمیم مهم مایکی

بعد از تهدید اخیر، مایکی شب‌ها به فکر ا/ت بود. می‌دانست که دنیای گنگ پر از خطر است و نمی‌خواست هیچ آسیبی به او برسد.

یک شب، کنار ا/ت ایستاد و با صدای آرام گفت:
«ا/ت… فکر می‌کنم باید یه فاصله کوچیک داشته باشیم. نه از تو… از این دنیا و خطرها… تا بتونم تو رو بهتر محافظت کنم.»

ا/ت ابتدا جا خورد، اما بعد با درک نگاه مایکی، لبخندی نرم زد:
«مایکی… من هم می‌خوام کنار تو باشم، هر جا که باشه، حتی اگر فاصله‌ای باشه.»

مایکی دستش را روی شانه ا/ت گذاشت و آرام گفت:
«تو مهم‌ترین کسی هستی که دارم… و هیچ چیزی اجازه نمی‌دم آسیبی ببینه.»

در آن لحظه، آن‌ها فهمیدند که حتی اگر فاصله‌ای موقت ایجاد شود، اعتماد و عشقشان همچنان قوی و پایدار خواهد بود.


---
دیدگاه ها (۰)

---پارت ۱۳: امتحان عشقچند روز بعد، زمانی که مایکی مشغول بررس...

---پارت ۱۴: روبرو شدن با حقیقتیک عصر، مایکی و ا/ت در کنار رو...

---پارت ۱۱: تهدید دوباره دشمنچند روز بعد، گنگ بونتن با تهدید...

---پارت ۱۰: شب پر از احساسآن شب، باران آرام بر شهر می‌بارید ...

اگه با هم دعوا کنید و از خونه بزنید بیرون

#تکپارتی •وقتی حجم دهنده فلفلی زدی که اعضا می بوسنتچان:ا/ت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط