گر ز دیدار تو آگاه شوند اهل بهشت

گر ز دیدارِ تو آگاه شوند اهلِ بهشت
سَرِ مویی نفروشند به صد حور تُرا
دیدگاه ها (۱)

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیستهر چه آغاز ندارد نپذیرد انجا...

‌جــــانبـےجـمال جـانـانمــیل ِجــــهانْ نـدارد ...

بــوی زُلف او حواسم راپَریشان کـرد و رفت...

در ازل بَست دلم با سَرِ زُلفت پیوند..

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

گر شد ستمی بر سر کوی تو، به من شدA.❤️..➳‌‌   ⃟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط