زنگ زدم که بگویم

زنگ زدم که بگویم
فردا شاید بروم
و به این زودی برنگردم
بگویم آب تنگ ماهی را عوض کن...
و هر وقت قهوه می خوری،
فراموش نکن
ته فنجانت را نگاه کنی!

زنگ زدم که بگویم
بی من فروغ نخوان
و حواست به سرشانه ی پیراهنت هم باشد
که همیشه بعد از سلام
یا پس از خداحافظی
سایه ی قهوه ای و طلایی و صورتی عجیبی را
که ترکیبی از رنگ های صورتم بود
با خود به یادگار می برد

بوسه ها و دعاهایت را
به چهارطرف
و محض احتیاط
به هشت طرف فوت کن

زنگ زدم که بگویم
گاهی به یاد من بیفت
و به سیاره ام نگاه کن
که زیاد دور نیست
و گل سرخی هم ندارد
و اگر به سینما رفتی
دو بلیط بخر

زنگ زدم که همه ی اینها را بگویم
اما ...


{ نیلوفر لاری پور}


ـــــــــــــــــــــــ♡ ــــــــــــــــــــــ


ســ❥ـلام دوستایـ مهـربـــونــم

واقعا نمیدونم در مقابل این همه محبت شما چی میشه گفت یا حتی چی کار میتونم بکنم...

دنیا دنیا تشکر دوستای گلم
واقعا دلگرممم کردید ♥

به زودی برمیگردم کنارتون
و به این افتخار میکنم که دوستایی مثه شما دارم ♥

ـــــــــــــــــــــــ♡ ــــــــــــــــــــــ

یــکـــــ نفر
حال دلش
خوب نیست
میشود برای دلش اَمَّنْ یُجیببْ بخوانی؟

" اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ"

تــَـمامـِ  اَمَّنْ یُجیببْ  هاےِ دِلَمـ را

                 گِره زَده اَمـ بـہ کَلِمـاتـَـمـ

                        وَ رَوانــہ ے آسِمـاטּ کَـرده امـ ؛

                 خـُدایا ....

تو این شبای عزیز منم دعا کنید...
تا خدا گره از کارم باز کنه...
دوستتــــــون دارمـــ


{ مــانـــــا }
دیدگاه ها (۱۱۷)

پارت بیست‌و یکم | اجازه؟ فلش‌بکپارک لاراوقتی من و میچا به خو...

همسایه طبقه بالاپارت ۱ اسباب‌کشی هیچ‌وقت جزو چیزهایی نبود که...

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

فیک : بین راندها

فیک تانی૮₍´˶• . • ⑅ ₎აp⁷کمتر از چهل دقیقه بعد، زنگ خانه به ص...

پارت پنجاه‌وهفتم | صبحِ آرامجئون جونگ‌کوکنور صبح آروم از پنج...

🧁 پارت نهم | اولین حسادتِ شیرینچند روز بعد...همکاری لیانا و ...

Nine

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط