آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت¹⁰
ویو ات
بعد معرفی من شروع به صحبت کردم
ات:خب میشه بگید از کی باید شروع به کار کن...
حرفم قطع شد و دیدیم نگاه تهیونگ روی آنا هست لبخند راضیی زدم و ادامه دادم
ات:کنیم
ویو تهیونگ
داشتیم حرف میزدیم که نگاهم به صورت زیبا و گوگولی آنا افتاد چشمای درشت و زیبای داشت که همه محوش میشدن همین توری داشتم نگاهش میکردم که متوجه سرخ شدنش شدم و خنده ی تو گلویی کردم
ویو ات

ویو آنا
تو فاز خودم بودم که نگاهی رو روی خودم حس کردم
چی!!!
تهیونگ بود؟
تهیونگ داشت نگاهم میکرد گونم گل انداخت و ات متوجه نگاه تهیونگ روی من شد و لبخندی زد
ویو ات

_امشب یه مهمونی کوچیکی داخل کمپانی هستش که اگر شماها بخواید میتونین بیاد
نگاهی به بچه ها کردم که انگار کاملا راضی بودن پس بلند و با هیجان گفتم
ات:مشکلی نیست میام فقط یه سوال ساعت چند باید بیام؟
_ساعت ۸شروع میشه
آلیسا خنده ای کرد و زیر لبی گفت
آلیسا:دیدی؟
ات:آره دیدیم فقط خفه شو تا به دست آنا به چوخ نرفتیم
ات:خب امشب میبینمتون
آلیسا زیر لبی گفت
آلیسا:من که خیلی ذوق دارم
آنا:خفه شین ضایع نکنین
خداحافظ ی کوتاهی کردیم و از اتاق بیرون اومديم و تاکسی گرفتیم و به سمت خونه رفتیم

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۲)

آیدل جذاب من پارت ¹¹ویو نویسنده هر سه دختر وقتی به خونه رسید...

آیدل جذاب من پارت ¹²ویو نویسنده دختر ها آماده شدند و از اتا...

آیدل جذاب منپارت⁹ویو نویسنده ات به تاکسی زنگ زد و عد ۱۰ مین...

آیدل جذاب من پارت⁸پرش زمانی(فردا)ویو آنا با صدای آلارم گوشی ...

......//برده ی زیبا//......

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط