رد پایی تازه از پشت صنوبرها گذشتــــــ ..

رد پایی تازه از پشت صنوبرها گذشتــــــ ..
چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی..
دیدگاه ها (۱)

پیچیده روزگار تو، از دور واضح است..از عشق خسته می شوی اما خل...

نذر کردم که اگر سهم من از عشق شدی..دو سه رکعت غزلــــ شاد بخ...

این دل دیوانه و یادتــ میان جزوه ها..عاقبت منجر به یک افت مع...

آمدم خواستگاری، غزلم مهر تـــو بود..جز جواب "بله"، با اهل قل...

مادر جان...این منم چشم انتظار توتویی که دگر باز نخواهی گذشتچ...

خداجونمممبارها گمان کردم از تو دور شدم اما هر بار که دلم شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط